سلامآخرین پستم مال یکم اردیبهشت 1399 بود و امروز بعد از مدتها دل کردم اینجا پیام بذارماین روزها اینقدر سرم شلوغ بوده با کار که حتی خودم هم فراموش کردم چه برسد به اینکه اینجا پیام بگذارم توی این روزها خیلی اتفاقها افتاده است . سر یه کار جدید رفتم و اونجا دستیار تولیدم . همه چی خوب پیش میرفت تا اینکه عاشق شدم ! عاشق مردی که 20 سال از خودم بزرگ تر است و این یعنی سردرگمی هیچ چیز خوب پیش نمیرود این روزهای کرونایی که به خاطر کرونا در خانه استراحت میکنم دارم به این فکر میکنم بروم و با آن مرد حرف بزنم . میدانم دیوانگی است ولی حرف نزدن بیشتر روحم را زخمی میکند . حالا که میدانم طرف مقابلم هم میداند حس من چیست بهتر است که با او حرف بزنم نه به خاطر او بلکه به خاطر خودم به خاطر احساساتم به خاطر اینکه بتوانم دوباره شاد بخندم و چشمانم برق بزند شما چه می گویید ؟آیا هنوز کسی وبلاگم را میخواند ؟
+
تاريخ سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۹ ساعت 19:14 نويسنده سمانه
|
برچسب:
نویسنده: مانی جلالی
تاريخ: پنجشنبه
2 تير
1401 ساعت: 1:09